تبليغاتX
خیلی وقته انتظار پا گذاشته روی دلم

خیلی وقته انتظار پا گذاشته روی دلم

 

زندگی قصه ی مرد یخ فروشی است که در پایان روز از او پرسیدند:

                      فروختی؟

                              گفت: نخریدند تمام شد.!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387 9:33 توسط روزگار |


جادوی لبخند

تو را دوست ميدارم ،نمي دانم چرا؟

 شايد اين طبيعت ساده و بي آلايش من حد و مرزي براي دوست داشتن نمي شناسد.

 اما چه كسي مرا دوست مي دارد؟

اي فرشته نازل شده بر چشمانم اي شقايق زندگي ام اي تنها ستاره آسمان قلبم اي زيباترين زيباييهاي محبت اي بهانه خواب شبهايم اي تنها نياز زنده بودنم اي آغاز روز بودنم اي نيمه پنهان من و تو اي معشوق من تورا با تمام وجود دوست دارم و مي پرستم

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387 21:52 توسط روزگار |


 

شقایق گفت :با خنده نه بیمارم، نه تبدارم

اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم

گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی

نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی

یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود

و صحرا در عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه

ومن بی تاب و خشکیده تنم در آتشی می سوخت

ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته

و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود ز آنچه زیر لب

می گفت :

شنیدم سخت شیدا بود نمی دانم چه بیماری

به جان دلبرش افتاده بود- اما

طبیبان گفته بودندش  

اگر یک شاخه گل آرد

ازآن نوعی که من بودم

بگیرند ریشه اش را و

بسوزانند

شود مرهم

برای دلبرش آندم

شفا یابد

چنانچه با خودش می گفت بسی کوه و بیابان را

بسی صحرای سوزان را به دنبال گلش بوده

و یک دم هم نیاسوده که افتاد چشم او ناگه

به روی من

بدون لحظه ای تردید شتابان شد به سوی من

به آسانی مرا با ریشه از خاکم جداکرد و

به ره افتاد

و او می رفت و من در دست او بودم

و او هرلحظه سر را

رو به بالاها

تشکر از خدا می کرد

پس از چندی

هوا چون کوره آتش زمین می سوخت

و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام می سوخت

به لب هایی که تاول داشت گفت:اما چه باید کرد؟

در این صحرا که آبی نیست

به جانم هیچ تابی نیست

اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من

برای دلبرم هرگز

دوایی نیست

واز این گل که جایی نیست ؛ خودش هم تشنه بود اما!!

نمی فهمید حالش را چنان می رفت و

من در دست او بودم

وحالا من تمام هست او بودم

دلم می سوخت اما راه پایان کو ؟

نه حتی آب، نسیمی در بیابان کو ؟

و دیگر داشت در دستش تمام جان من می سوخت

که ناگه

روی زانوهای خود خم شد دگر از صبر اوکم شد

دلش لبریز ماتم شد کمی اندیشه کرد- آنگه  

مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت

نشست و سینه را با سنگ خارایی

زهم بشکافت

زهم بشکافت

اما ! آه

صدای قلب او گویی جهان را زیرو رو می کرد

زمین و آسمان را پشت و رو می کرد

و هر چیزی که هرجا بود با غم رو به رو می کرد

نمی دانم چه می گویم ؟ به جای آب، خونش را

به من می داد و بر لب های او فریاد

بمان ای گل

که تو تاج سرم هستی

دوای دلبرم هستی

بمان ای گل

ومن ماندم

نشان عشق و شیدایی

و با این رنگ و زیبایی

و نام من شقایق شد

گل همیشه عاشق شد

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387 21:46 توسط روزگار |


من همان شبان ِ عاشقم

سینه چاک و ساکت و غریب

 بی تکلّف و رها

در خراب ِ دشتهای دور

ساده و صبور

یک سبد ستاره چیده ام برای تو

یک سبد ستاره

کوزه ای پُر آب

دسته ای گل از نگاه ِ آفتاب

یک رَدا برای شانه های مهربان تو !

در شبان ِ سرد

چارُقی برای گامهای پُر توان ِ تو

در هجوم درد...

بدرود...

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387 21:43 توسط روزگار |


نظر بدين

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387 21:37 توسط روزگار |


 
آرزوی دیدن تو...
 
چه زیباست به خاطر تو زیستن چقدر قشنگه ثانیه ها رو با خیال تو سپری کردن
اگه بگم چقدر دوستت دارم شاید باور نکنی اگه بگم دست و دلم می لرزه وقتی
صداتو میشنوم شاید باور نکنی ولی اینو بدون عزیز دلم تو معنی لحظه های منی
عمر منی عشق منی دوستت  دارم و آرزویم دیدن توست حتی برای یه لحظه
خدای مهربونم زندگی چقدر قشنگه وقتی عشقم پیشمه و قشنگترین لحظه اش
اینه که نگاهمون به هم میگه دوستت دارم....
دلم خیلی روشنه از خدا میخوام زندگی رو با تو به من هدیه بده میخوام همیشه شاد
باشم و بخندم میخوام با تو باشم عزیزم... 

عزیز دلم تو شبهای بی کسی فکر نکن تنهایی
گل من از هم دوریم و بدون هم نفس میکشیم ولی برای هم
یه لحظه هم فکر نکن که تنهایی به خداوندی خدا قسم
هر ثانیه با حضور تو زندگی میکنم
هر جای دنیا که باشی با تو هستم عشق من
من سایه ی تو هستم وهمیشه با تو هستم
ما به هم نزدیکیم اگر چه از هم دوریم
دوستت دارم چون تو تنهاترین فکر تنهایی منی
و دوستت دارم چون تو زیباترین لحظات زندگی منی

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387 21:36 توسط روزگار |


DESIGN BY :MINOS X

صفحه نخست
پست الکترونيک


پيوندهاي روزانه

بیراهه ای در آفتاب
تیزهوشان یزد
بگذار که احساس هوایی بخورد
زندگی
کسی که مثل هیچکس نیست
آموزش تخصصی گریم
شیطونک تنها
خودمو خودت
ژیله موی سنه
ترانه
آرشيو پيوندهاي روزانه


نوشته هاي پيشين

هفته دوم بهمن 1387

هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387



پيوندها

سازمان سنجش
دانشگاه آزاد اسلامی
گوگل
یاهو


    تعداد بازديدها: