|
روزهاي اول مي گفتم كه تو تشنه عشق هستي و روزي سيراب مي شوي . اما اشتباه مي كردم من مي توانستم از تو عاشقي دلداه بسازم به خدايي كه توي تك به تك لحظاتم با من بود و كمكم كرد تا دوريت و تحمل كنم به حرمت عشق پاكم كه تا كنون ذره اي درگير هوس نشده به اون احساس پاك تو كه هيچ وقت غريبي من رو حس نكرد . قسم مي خورم كه تو عشق اول و آخر من هستي اگر يه روز دوباره برگشتي فقط ازت يه خواهش دارم اونم اينه كه بهم فرصت بدي بهم فرصت بدي تا .... تا از اين همه دلتنگي ، شب گريه رها بشم فرصت بدي واسه جبران اون لحظاتي كه بودي وجودت رو حس نكردم واسه جبران اون دل سنگي كه بغضت رو از توي صدات نفهميد واسه جبران اون نگاههايي كه دل من هيچ وقت معنيش رو نفهميد بهم فرصت جبران بدي چون قدر تو رو ندونستم ونفهميدم كه تو همون كسي هستي كه هيچ وقت مشكلات زندگي كمرش رو خم نمي كنه .نفهميدم كه تو همون كسي هستي ........آيا به فرصت جبران ميدهي آيا عمر كوتاه من فرصت مي دهد تا عشقم را به تو ثابت كنم نه هرگز ...... تو بگو من چه كنم ؟؟؟ + نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387 20:31 توسط روزگار |
|
| ||||||